تبليغاتX
اگه بودی حالا...

من یکی دیگم ها فکر نکنید آدمک دیروزیم

Image Hosted by ImageShack.us

|+|نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت 9:15 توسط ایلیا |
نقض کامل حقوق بشر

خون جلوی چشمام رو گرفته بود...

 

بله باز هم مثل همیشه تو مجله داشتم می خوندم که یه آقا (یه آقا که نه یه نا....)

 

شلوارش 2 تا شده و  روی  خانمش هوووو آورده بود   وای وای وای

 

چشمتون روز بد نبینه خانم هم نامردی نکرده بود وتو خواب با چاقو، اونم  1 ضربه نه،

 

 3 ضربه زده بود به شوهره و پدر اون بیچاره رو در آورده بود (البته خوب کرد ها،اما ....)

 

و شوهر بخت برگشته رو حوالهء اون دنیا کرده بود.

 

نتیجه گیری اخلاقی: زن دوم گرفتن واقعا کار زشتیه ،واقعا خیانت و باعث نابودیتون میشه

 

 (قابل توجه آقایون)

 

و بالاخره نتیجه اجتماعی: اینجاست که می گن مردها خشن هستن وقتی خون جلوی چشماشون رو

 

 میگیره دیگه هیچی حالیشون نمیشه!!! .بابا این حرفا کدومه اینا کشکه تا حالا چند بار خوندین مرده

 

این بلا رو سر زنه آورده باشه؟؟؟فوقش که باشه 4 تا کشیده و فحش و.... اما تا یه خانم خون جلو

 

 چشمش رو می گیره نتیجش این میشه که خوندید پس چرا می گن ما مردها خشنیم چرا؟؟؟؟؟؟؟

|+|نوشته شده در دوشنبه 31 اردیبهشت1386 ساعت 8:58 توسط ایلیا |
همیشه دوستت دارم

مهربان من از من رنجیدی و رفتی به جرم اینکه هرگز نگفتم"دوستت دارم"

 

اما باور کن

 

می خواستم بگویم گاهی اوقات دلم برای تو تنگ می شود اما دیدم همیشه دلتنگ توام

 

میخواستم بگویم جزئی از زندگیم هستی ولی تو تمام زندگیم شده بودی

 

می خواستم بگویم بی تو نمی توانم نفس بکشم، تو ....

 

من عاشق تو شده بودم و تو گفتی  فقط بگو دوستت دارم

 

و من نتوانستم به عشق پشت کنم و بگویم که فقط دوستت دارم

 

و تو .................رفتی

 

خواستم بگویم دوستت دارم تا بمانی اما تو رفتی بودی و دیگر نفسی نداشتم

 

که بگویم "همیشه دوستت دارم"

|+|نوشته شده در یکشنبه 30 اردیبهشت1386 ساعت 9:36 توسط ایلیا |
عکسهای باحال
چند تا عکس با حال داشتم حیفم اومد شما نبینید

عکسها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 15:35 توسط ایلیا |
حرمت چشم

یه بار نابینایی رو دیدم که رو به آینه ایستاده بود،ازش پرسیدم شما که چیزی نمی بینید پس چرا...؟؟؟

 

به من گفت:گاهی وقتها دلم واسه چشمام میسوزه ،اونها یکی از عزیزترین نعمتهایی هستن خدا به ما داده  

 

ولی من کم شکر گزار این نعمت بودم و هم به فکر اونا بودم.گفت ....


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 11:28 توسط ایلیا |
دوستت دارم

هنوز از برم نرفته ای و من اشک حسرت به دیده ام دارم

 

دلم همیشه از این می سوزد که نگفتم دوستت دارم

|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 10:5 توسط ایلیا |
سوال بی پاسخ

یه روز داشتم با خودم فکر می کردم که اگه در حال مرگ بودم و فقط یک

 

تلفن می تونستم بزنم به کی زنگ میزدم و بهش چی میگفتم؟

 

(دوستان عزیز  ممنون میشم اگه  به این سوال پاسخ بدید)

|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 9:59 توسط ایلیا |
قرار بود...

قرار بود فقط بي قرار من باشي

 

وروزهاي مبادا كنار من باشي

 

قرار بود كه مهتاب من شوي نه فقط،

 

شبي ستاره ي دنباله دار من باشي

 

كه هر ستاره ي دنباله دار رفتني است

 

خيال مي كردم ماندگار من باشي

 

سر قرار نبودي خمار برگشتم

 

قرار بود كه چشم انتظار من باشي

 

تو دستان خودت را به دستان كسي...

 

بدون اينكه كمي شرمسار من باشي

 

چرا مرا به امان خدا رها كردي؟

 

به جاي اينكه خداوندگار من باشي.

 

Image Hosted by ImageShack.us

|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 9:13 توسط ایلیا |
فرشته

دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود

 

آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه

 

مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.

 

فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و ....

 

 

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه 29 اردیبهشت1386 ساعت 9:4 توسط ایلیا |
سکه’سرنوشت

 

از وقتي ساعت هاي با هم بودنمان به انفجار هاي خشم و پرتاب اشيا تبديل شد ، اين

 

تنها راه بود. پناه بردن به سرنوشت : شير، با هم می مانیم. خط ، براي هميشه جدا مي

 

شويم. سكه به هوا رفت . چرخيد، ‌به زمين افتاد و آن قدر تكان خورد تا در حاليكه شيري را

 

نشان مي داد ، بي حركت ايستاد.آنقدر به سكه خيره شديم تا كاملا از حركت بازماند.

 

بعد هر دو يك صدا گفتيم : « بهتر است سه بار امتحان كنيم و هر چه دوبار آمد انتخاب كنيم.

 

 

|+|نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت 15:3 توسط ایلیا |
i love you

چه جوری بگم دوست دارم

چه جوری بگم خاطر خواتم

چه  جوری  بگم  باور کنی

عاشق     روی      ماهتم

 

Image Hosted by ImageShack.us

 

 

|+|نوشته شده در چهارشنبه 26 اردیبهشت1386 ساعت 15:1 توسط ایلیا |
پاهای یک فرشته

پاهای یک فرشته

 

سلام به همه دوستان با محبتم

 

دیروز بعد از ظهر بود که با آژانس داشتم از شرکت بر می گشتم خونه.رانندهء جدیدی

 

واسم فرستاده بودند که من تا به حال ندیده بودمش.خیلی تو فکر بودم و اصلا متوجه اون

 

نشدم و ......

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت 14:21 توسط ایلیا |
دلایل آسیب پذیری خانمها (خانمهای محترم حتما حتما بخونید و لطفا نظر هم بدید)

 

    ورود ممنوع آقایون

 

کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در سه شنبه 25 اردیبهشت1386 ساعت 12:54 توسط ایلیا |
نکات همسر داری (آقایونی که دوست دارن خانمهاشون بهشون محبت کنن اینو بخونن)

چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي او ميگردد.
وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنان تـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شما.....


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت 13:53 توسط ایلیا |
مجذوب نمودن خانمها(قابل توجه آقایونی که نمیدونن باید با یه خانم چطور برخورد کنن)

متاسفــانـه بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد:
1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟
2- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟
هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند

-۱ آيا شاغل است؟
-
۲ آيا شغل خوبي دارد؟
-
۳ آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟.......

 

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت 9:40 توسط ایلیا |
واسه امروز،واسه فردا،تا....

هرگز اون روز فراموشم نميشه

 

که با دستای  قشنگت روي شيشه

 

کشيدي عکس یه قلبي و نوشتي

 

واسه امروز،واسه فردا،تا هميشه

 

نوشتي که پاکه اون قلب يه رنگت

 

صفا داره دوتا چشمون قشنگت!

 

نوشتي هميشه با من با وفايي

 

توي فکر من و در  ياد خدايي

 

تو موندي مثل یه خورشيد

 

تا که قلبم جون بگيره

 

توي شبهام تابيدي تو

 

تا دلم آروم بگيره

 

هرگز اون روزفراموشم نميشه

 

که با دستای  قشنگت روي شيشه

 

کشيدي عکس یه قلبي و نوشتي

 

واسه امروز،واسه فردا،تا هميشه

 

 

|+|نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت 9:25 توسط ایلیا |
آخرین نگاه

يه سلام موند و يه نامه بعد از آخرين نگاهت

 

بعد از آخرين سكوت و بعد از آخرين گناهت

 

نميشد ندم جوابي به يه عمر نا مهربوني

 

خب منم دوست ندارم بهتره اينو بدوني

 

اعتمادم رو شكستي با غرور و بي وفايي

 

باورم نميشه اما تو هم مثله آدمايي

 

نه فرشته اي نه خورشيد، نه نگاه نور مهتاب

 

تو نه عاشقي نه بي عشق، توي شبها شدي بيتاب

 

تو مثه هيچكي نبودي، شدي اما مثله مردم

 

با دل شكستة من، سرد شدي و بي تفاهم

 

ميذارم به پاي تقدير غربتت رو با نگاهم

 

تو ببخش به رسم خوبي هر چي بوده اشتباهم

 

واسه يارگار آخر جا ميذارم روي ديوار

 

بهترين معجزه بودي، رفتي پس خدانگهدار

 

از يه عابر غريبه با يه قلب بي ستاره

 

به نگاه خسته اي كه ميدونم دوسم نداره

 

 

|+|نوشته شده در دوشنبه 24 اردیبهشت1386 ساعت 9:16 توسط ایلیا |
بیو گرافی جنیفر لوپز:
Image Hosted by ImageShack.us جنیفر لوپز در 24 جولای سال 1970 در نیویورک به دنیا امد.پدر او دیوید لوپز متصدی کامپیوتر و مادرش گوادالوپ لوپز معلم مدرسه بود.او دو خواهر به نام های لیندا و لسلی داشت.و دومین فرزند خانواده می باشد.لوپز از 5 سالگی شروع به اموزش رقص و خوانندگی نمود.زمانی که 7 ساله بود اولین مسافرتش را به همراه کلاس رقصش در اطراف نیویورک سیتی داشت.در 16 سالگی در فیلم دختر کوچک من بازی کرد و اولین فرصت را برای نقش افرینی به دست اورد.با این حال اصلی ترین علاقه او رقص بود.و وقتی در مورد مدرسه رقص در منهتن اطلاعاتی به دست اورد بی درنگ به انجا پیوست.این در حالی بود که مادر لوپز دوست نداشت رقص شغل اصلی او با شد.زمانی که اصرار مادرش به این که قوانین وی را در زندگی اجرا کند بالا گرفت جنیفر را مجبور به ترک خانه کرد.یک سال و نیم پس از ترک خانه تور رقص به شرق دور باعث نجات او شد .پس بازگشت از سفر برای بازی در سریال رنگ زندگی تست هنرپیشگی داد.سپس در مجموعه های تلویزیونی south contorolوsecond chancessوhotel molibuایفای نقش کرد و بازی در فیلم خانواده من از او یک ستاره ساخت.در سال 1997 به اولین موفقیت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش سلنا و دریافت جایزه golden globeرسید .پس از ان با بازی در فیلم های خون و شراب و خارج از محدوده به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در جایگاه هنرپیشه های مطرح و معروف قرار گرفت.لوپز اولین cdموسیقی پاپ را در اول جون 1999منتشر کرد.این البوم به زبان لاتین بود.و به خاطر اهنگ if you had my love با موفقیت بی نظیری رو به روشد و او را در ردیف خوانندگان مشهوری چون ریکی مارتین قرار داد.در سال 2000 به دلیل موفقیتش در دومین اهنگ به نام waitng for tob nightکاندیدای جایزه برا.شمار البوم های به فروش رفته وی در سراسر جهان 35 میلیون می باشد.وی دارای خط تولید عطر و لباس به ناک j_loکه یکی از نام های مستعار اوست می باشد.از دیگر نام های مستعارش la guitarraاست که به خاطر شباهت فیزیک بدن او به گیتار به وی اطلاق می شود.او 3 بار ازدواج کرده و اخرین ازدواج او در دوم جولای 2004 با خواننده و بازیگر معروف مارک انتونی می باشد.
|+|نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 ساعت 14:51 توسط ایلیا |
هرگز

 

من تمنا کردم

 

که تو با من باشی

 

تو به من گفتی:

 

هرگز

 

           هرگز

 

و مرا غصهُ این هرگز

                 

                            کشت

 

|+|نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 ساعت 10:41 توسط ایلیا |
کاش...

 

کاش آن آیینه ای بودم من

 

که به هر صبح تو را می دیدم

 

می کشیدم همه اندام تو را در آغوش

 

سر و اندام تو با آن همه پیچ

 

آن همه تاب

 

وانگه از باغ تنت می چیدم

 

گل صد بوسه ناز

 

|+|نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 ساعت 10:36 توسط ایلیا |
Image Hosted by ImageShack.us
|+|نوشته شده در یکشنبه 23 اردیبهشت1386 ساعت 9:7 توسط ایلیا |
عشق سنجی
شما چقدر عاشقید؟

.

+

=

 

|+|نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت 18:57 توسط ایلیا |
عاشقانه

تقدیم به شما که دوستتان میدارم

|+|نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت 18:38 توسط ایلیا |
سکوتی همرنگ....

همیشه با خود حرفهایم را تکرار می کنم

 

بارها و بارها

 

نکند هنگام رویارویی با چشمان معصومت باز هم.....

 

نمی دانم!!!

 

شاید مثل همیشه

 

تا به تو خیره می شوم زبانم بند می آید

 

یا نه!؟

 

انگار اصلا حرفی بلد نیستم که بگویم

 

آری من

 

هر لحظه که در کنار توام

 

همرنگ چشمان معصومت سکوت میکنم

 

نمی توانم به خود اجازه دهم

 

 که بگویم:

 

دوستت دارم

 

ونمی دانم چرا؟؟؟

 

شاید تو بزرگتر از آنی

 

که بر لبانم جاری شوی

 

و در قلب کوچک من بگنجی

 

راستی تو بگو چرا.....؟؟؟؟؟

 

 

 

|+|نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت 14:30 توسط ایلیا |
اشکهای تنهایی من

(تقدیم به آنکه روزی آرزوی زندگیم بود  واینک تمام زندگیم)

 

اون موقع ها روزهایی پیش می اومد که اونقر تنها بودم که می تونستم

 

صدای ضربان قلب خودم رو بشنوم .

 

تمام لحظه ها به عشقم فکر میکردم به این که اون آیا مال من میشه

 

یا نه ؟ نمی دونستم آخر سرنوشتم چیه.....

 


ادامه مطلب
|+|نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت 11:31 توسط ایلیا |
اشکاتو پاک کن

 

اشکاتو پاک کن شاپرک بخدا شب تموم ميشه

 

گريه نکن گريه نکن اشکاي تو حروم  ميشه

 

اسير دست شب  نشو چشماتو واکن  شاپرک

 

خودتو قربوني نکن تو اين جدال صد به تک!

 

من با تو همقسم ميشم با تو مي مونم هميشه

 

خودت مي دوني عزيزم بي تو بمونم نميشه

 

زنده ميشم با نفست با عطر تو جون مي گيرم

 

اگه بموني پيش من به خدا  آروم مي گيرم

 

پيشم بمون پيشم بمون هميشه عاشقم بمون

 

شاپرک باغ خدا...... براي من بازم بخون

 

 

 

|+|نوشته شده در شنبه 22 اردیبهشت1386 ساعت 9:55 توسط ایلیا |

آخرین نوشته ها

گمان باطل
عشق
سوال ؟؟؟
خزان
از کجا؟ به کجا؟
چت ، عشق ، بدبختی
دلایل آسیب پذیری خانمها (خانمهای محترم حتما حتما بخونید و لطفا نظر هم بدید)
دلتنگی من

Powered By BLOGFA - Designed by ToolZ