خون جلوی چشمام رو گرفته بود...
بله باز هم مثل همیشه تو مجله داشتم می خوندم که یه آقا (یه آقا که نه یه نا....)
شلوارش 2 تا شده و روی خانمش هوووو
آورده بود وای
وای
وای![]()
چشمتون روز بد نبینه
خانم هم نامردی نکرده بود وتو خواب با چاقو، اونم 1 ضربه نه،
3 ضربه زده بود به شوهره و پدر اون بیچاره رو در آورده بود (البته خوب کرد ها،اما ....)
و شوهر بخت برگشته رو حوالهء اون دنیا
کرده بود.
نتیجه گیری اخلاقی: زن دوم گرفتن واقعا کار زشتیه ،واقعا خیانت و باعث نابودیتون میشه
(قابل توجه آقایون)
و بالاخره نتیجه اجتماعی: اینجاست که می گن مردها خشن
هستن وقتی خون جلوی چشماشون رو
میگیره دیگه هیچی حالیشون نمیشه!!! .بابا این حرفا کدومه اینا کشکه تا حالا چند بار خوندین مرده
این بلا رو سر زنه آورده باشه؟؟؟فوقش که باشه 4 تا کشیده و فحش و.... اما تا یه خانم خون جلو
چشمش رو می گیره نتیجش این میشه که خوندید پس چرا می گن ما مردها خشنیم چرا؟؟؟؟؟؟؟
مهربان من از من رنجیدی و رفتی به جرم اینکه هرگز نگفتم"دوستت دارم"
اما باور کن
می خواستم بگویم گاهی اوقات دلم برای تو تنگ می شود اما دیدم همیشه دلتنگ توام
میخواستم بگویم جزئی از زندگیم هستی ولی تو تمام زندگیم شده بودی
می خواستم بگویم بی تو نمی توانم نفس بکشم، تو ....
من عاشق تو شده بودم و تو گفتی فقط بگو دوستت دارم
و من نتوانستم به عشق پشت کنم و بگویم که فقط دوستت دارم
و تو .................رفتی
خواستم بگویم دوستت دارم تا بمانی اما تو رفتی بودی و دیگر نفسی نداشتم
که بگویم "همیشه دوستت دارم"
عکسها در ادامه مطلب
یه بار نابینایی رو دیدم که رو به آینه ایستاده بود،ازش پرسیدم شما که چیزی نمی بینید پس چرا...؟؟؟
به من گفت:گاهی وقتها دلم واسه چشمام میسوزه ،اونها یکی از عزیزترین نعمتهایی هستن خدا به ما داده
ولی من کم شکر گزار این نعمت بودم و هم به فکر اونا بودم.گفت ....
هنوز از برم نرفته ای و من اشک حسرت به دیده ام دارم
دلم همیشه از این می سوزد که نگفتم دوستت دارم
یه روز داشتم با خودم فکر می کردم
که اگه در حال مرگ
بودم و فقط یک
تلفن می تونستم بزنم به کی زنگ میزدم و بهش چی میگفتم؟![]()
(دوستان عزیز ممنون میشم اگه به این سوال پاسخ بدید)
قرار بود فقط بي قرار من باشي
وروزهاي مبادا كنار من باشي
قرار بود كه مهتاب من شوي نه فقط،
شبي ستاره ي دنباله دار من باشي
كه هر ستاره ي دنباله دار رفتني است
خيال مي كردم ماندگار من باشي
سر قرار نبودي خمار برگشتم
قرار بود كه چشم انتظار من باشي
تو دستان خودت را به دستان كسي...
بدون اينكه كمي شرمسار من باشي
چرا مرا به امان خدا رها كردي؟
به جاي اينكه خداوندگار من باشي.
دو فرشته مسافر، برای گذراندن شب، در خانه یک خانواده ثروتمند فرود
آمدند. این خانواده رفتار نامناسبی داشتند و دو فرشته را به مهمانخانه
مجللشان راه ندادند، بلکه زیرزمین سرد خانه را در اختیار آنها گذاشتند.
فرشته پیر در دیوار زیر زمین شکافی دید و ....
از وقتي ساعت هاي با هم بودنمان به انفجار هاي خشم و پرتاب اشيا تبديل شد ، اين
تنها راه بود. پناه بردن به سرنوشت : شير، با هم می مانیم. خط ، براي هميشه جدا مي
شويم. سكه به هوا رفت . چرخيد، به زمين افتاد و آن قدر تكان خورد تا در حاليكه شيري را
نشان مي داد ، بي حركت ايستاد.آنقدر به سكه خيره شديم تا كاملا از حركت بازماند.
بعد هر دو يك صدا گفتيم : « بهتر است سه بار امتحان كنيم و هر چه دوبار آمد انتخاب كنيم.
چه جوری بگم دوست دارم
چه جوری بگم خاطر خواتم
چه جوری بگم باور کنی
عاشق روی ماهتم

پاهای یک فرشته
سلام به همه دوستان با محبتم
دیروز بعد از ظهر بود که با آژانس داشتم از شرکت بر می گشتم خونه.رانندهء جدیدی
واسم فرستاده بودند که من تا به حال ندیده بودمش.خیلی تو فکر بودم و اصلا متوجه اون
نشدم و ......
ورود ممنوع آقایون
کدومتون میدونه که چیه؟؟ چه عاملیه که باعث میشه در تمام مراحل زندگی زنان، تاثیر نامطلوبی به واسطه اون گذاشته بشه؟؟ متاسفانه تنها در کشورهای سنتی گرا این عامل شدیداً قدرت داره ..این عامل چیزی نیست جز یک تفکر ساده ولی مسموم! تفکری که مثل یک پیچک دور زن رو میگیره و به آرامی وی رو خفه میکنه. اینکه یک زن نمی تواند بتنهایی موفق شود و احتیاج به یک تکیه گاه دارد!! یک تفکر باطل و کاملاً غلط…
چيزي وجود دارد كه هر مردي لازم است درمورد همسرش از آن مطلع باشد: گفتن چه حرفهايي باعث خوشحالي او ميگردد.
وقتي سخن از تعريف و تمجيد بميان مي آيد زنان تـبـديل به هيولاي خـون آشـام گـرسـنـه اي مي گـردند كه هميشه بيشتر و بيشتر و بيشتر طلب ميكنند! و اگر شما.....
متاسفــانـه بـرخـي از مــردان بسياري از ارزشـهـاي والاي انساني را ناديده گرفته و وقـتـي زنـي را مـورد تـوجـه قـرار مي دهند، دو فكر نكوهيده و ناپسند زير به سرعت از ذهنشان خطور مينمايد:
1- او بدون لباس چگونه بنظر خواهد رسيد؟
2- روابط جنسي او چگونه خواهد بود؟
هنگامي كـه زنـان مـردي را مورد توجه قرار مي دهند، معمولا سه فكر از ذهنشان عبور ميكند
-۱ آيا شاغل است؟
-۲ آيا شغل خوبي دارد؟
-۳ آيا او ميتواند شغل خوبي را تـا مـدتي كـافي حفظ كند تا هر دو بتوانيم از مـنفعت آن بهرمند شويم؟.......
هرگز اون روز فراموشم نميشه
که با دستای قشنگت روي شيشه
کشيدي عکس یه قلبي و نوشتي
واسه امروز،واسه فردا،تا هميشه
نوشتي که پاکه اون قلب يه رنگت
صفا داره دوتا چشمون قشنگت!
نوشتي هميشه با من با وفايي
توي فکر من و در ياد خدايي
تو موندي مثل یه خورشيد
تا که قلبم جون بگيره
توي شبهام تابيدي تو
تا دلم آروم بگيره
هرگز اون روزفراموشم نميشه
که با دستای قشنگت روي شيشه
کشيدي عکس یه قلبي و نوشتي
واسه امروز،واسه فردا،تا هميشه
يه سلام موند و يه نامه بعد از آخرين نگاهت
بعد از آخرين سكوت و بعد از آخرين گناهت
نميشد ندم جوابي به يه عمر نا مهربوني
خب منم دوست ندارم بهتره اينو بدوني
اعتمادم رو شكستي با غرور و بي وفايي
باورم نميشه اما تو هم مثله آدمايي
نه فرشته اي نه خورشيد، نه نگاه نور مهتاب
تو نه عاشقي نه بي عشق، توي شبها شدي بيتاب
تو مثه هيچكي نبودي، شدي اما مثله مردم
با دل شكستة من، سرد شدي و بي تفاهم
ميذارم به پاي تقدير غربتت رو با نگاهم
تو ببخش به رسم خوبي هر چي بوده اشتباهم
واسه يارگار آخر جا ميذارم روي ديوار
بهترين معجزه بودي، رفتي پس خدانگهدار
از يه عابر غريبه با يه قلب بي ستاره
به نگاه خسته اي كه ميدونم دوسم نداره
جنیفر لوپز در 24 جولای سال 1970 در نیویورک به دنیا امد.پدر او دیوید لوپز متصدی کامپیوتر و مادرش گوادالوپ لوپز معلم مدرسه بود.او دو خواهر به نام های لیندا و لسلی داشت.و دومین فرزند خانواده می باشد.لوپز از 5 سالگی شروع به اموزش رقص و خوانندگی نمود.زمانی که 7 ساله بود اولین مسافرتش را به همراه کلاس رقصش در اطراف نیویورک سیتی داشت.در 16 سالگی در فیلم دختر کوچک من بازی کرد و اولین فرصت را برای نقش افرینی به دست اورد.با این حال اصلی ترین علاقه او رقص بود.و وقتی در مورد مدرسه رقص در منهتن اطلاعاتی به دست اورد بی درنگ به انجا پیوست.این در حالی بود که مادر لوپز دوست نداشت رقص شغل اصلی او با شد.زمانی که اصرار مادرش به این که قوانین وی را در زندگی اجرا کند بالا گرفت جنیفر را مجبور به ترک خانه کرد.یک سال و نیم پس از ترک خانه تور رقص به شرق دور باعث نجات او شد .پس بازگشت از سفر برای بازی در سریال رنگ زندگی تست هنرپیشگی داد.سپس در مجموعه های تلویزیونی south contorolوsecond chancessوhotel molibuایفای نقش کرد و بازی در فیلم خانواده من از او یک ستاره ساخت.در سال 1997 به اولین موفقیت بزرگ خود به خاطر بازی در نقش سلنا و دریافت جایزه golden globeرسید .پس از ان با بازی در فیلم های خون و شراب و خارج از محدوده به کارگردانی استیون اسپیلبرگ در جایگاه هنرپیشه های مطرح و معروف قرار گرفت.لوپز اولین cdموسیقی پاپ را در اول جون 1999منتشر کرد.این البوم به زبان لاتین بود.و به خاطر اهنگ if you had my love با موفقیت بی نظیری رو به روشد و او را در ردیف خوانندگان مشهوری چون ریکی مارتین قرار داد.در سال 2000 به دلیل موفقیتش در دومین اهنگ به نام waitng for tob nightکاندیدای جایزه برا.شمار البوم های به فروش رفته وی در سراسر جهان 35 میلیون می باشد.وی دارای خط تولید عطر و لباس به ناک j_loکه یکی از نام های مستعار اوست می باشد.از دیگر نام های مستعارش la guitarraاست که به خاطر شباهت فیزیک بدن او به گیتار به وی اطلاق می شود.او 3 بار ازدواج کرده و اخرین ازدواج او در دوم جولای 2004 با خواننده و بازیگر معروف مارک انتونی می باشد.
من تمنا کردم
که تو با من باشی
تو به من گفتی:
هرگز
هرگز
و مرا غصهُ این هرگز
کشت
کاش آن آیینه ای بودم من
که به هر صبح تو را می دیدم
می کشیدم همه اندام تو را در آغوش
سر و اندام تو با آن همه پیچ
آن همه تاب
وانگه از باغ تنت می چیدم
گل صد بوسه ناز
تقدیم به شما که دوستتان میدارم
همیشه با خود حرفهایم را تکرار می کنم
بارها و بارها
نکند هنگام رویارویی با چشمان معصومت باز هم.....
نمی دانم!!!
شاید مثل همیشه
تا به تو خیره می شوم زبانم بند می آید
یا نه!؟
انگار اصلا حرفی بلد نیستم که بگویم
آری من
هر لحظه که در کنار توام
همرنگ چشمان معصومت سکوت میکنم
نمی توانم به خود اجازه دهم
که بگویم:
دوستت دارم
ونمی دانم چرا؟؟؟
شاید تو بزرگتر از آنی
که بر لبانم جاری شوی
و در قلب کوچک من بگنجی
راستی تو بگو چرا.....؟؟؟؟؟
(تقدیم به آنکه روزی آرزوی زندگیم بود واینک تمام زندگیم)
اون موقع ها روزهایی پیش می اومد که اونقر تنها بودم که می تونستم
صدای ضربان قلب خودم رو بشنوم .
تمام لحظه ها به عشقم فکر میکردم به این که اون آیا مال من میشه
یا نه ؟ نمی دونستم آخر سرنوشتم چیه.....
اشکاتو پاک کن شاپرک بخدا شب تموم ميشه
گريه نکن گريه نکن اشکاي تو حروم ميشه
اسير دست شب نشو چشماتو واکن شاپرک
خودتو قربوني نکن تو اين جدال صد به تک!
من با تو همقسم ميشم با تو مي مونم هميشه
خودت مي دوني عزيزم بي تو بمونم نميشه
زنده ميشم با نفست با عطر تو جون مي گيرم
اگه بموني پيش من به خدا آروم مي گيرم
پيشم بمون پيشم بمون هميشه عاشقم بمون
شاپرک باغ خدا...... براي من بازم بخون