تبليغاتX
اگه بودی حالا...
چت ، عشق ، بدبختی

چت ، عشق ، بدبختی

 

سلام به دوستان

امیدوارم خوب و خوش باشید

 

امروز بعد از کلی کار، وقت کردم  تو اینترنت کمی تاب بخورم و چند تا سایت و ...

رو ببینم. بعد ازاون یه سربه آیدی قدیمیم زدم تاببینم آفی چیزی،جوکی کسی واسم

گذاشته یا نه.طبق معمول کلی آف های اشتباهی و سلام و dingo  شکلک و

می بخشید می تونم مزاحمتون بشم ،شما m/f?   و......

اما یه کم که پایین تر رفتم چشمم خورد به یه آیدی  که کلی واسم آف ترکونده بود

می خوام باهات صحبت کنم،تو منو نابود کردی،باید به من جواب بدی و

خلاصه کلی ازاین حرفها. تعجب کردم  گفتم : خدایا این کیه؟ می شناسمش؟  آیا من با

اون تا حالا چت کردم؟؟؟کیه که اینطور نوشته ؟؟؟  گفتم بزار واسش آف بزارم ببینم

کیه تا نوشتم سلام، دیدم بله طرف هستش ولی چشمتون روز بد نبینه جای جواب سلام

یه مشت فحشهای اساسی ریخت رو صفحه. با عصبانیت  گفتم بابا کوتاه بیا ببینم

کی هستی شما؟گفت حالا دیگه منو نمیشناسی؟منم پریا

گفتم  ببخشید من شما رو به جا نمیارم و اون هم گفت بایدهم اینطورباشه وقتی رفتی با

دوست صمیمی من رفیق شدی باید هم بگی نمیشناسمت؟این رسمشه نامرد؟

گفتم خانم صبر کن داری تند میری من رو هم با کسی اشتباه گرفتی ولی کی بود که قبول

کنه.خواستم بی خیال شم و خاموش کنم برم ولی گفتم شاید اون هم به مشکلی برخورده و

کمکی لازم داشته باشه.

خودم رو به اون معرفی کردم و گفتم اگه بخواد و بتونم کمکش میکنم اما اون رو

حرف خودش بود ومیگفت توسیاوشی تا اینکه آدرس وبلاگم رو دادم و اون هم یه سر زد

بعد کم کم قبول کرد که من سیاوش نیستم .گفتم بگو ببینم چی شده؟طرف قالت گذاشته؟

خیانت کرده؟گفت آره این ای دی  مال من و دوست صمیمیم بود با هم ازش استفاده

می کردیم.یه روز من با یکی به اسم  سیاوش دوست شدم و چند وقتی با هم بودیم تا

اینکه یه روز که من نبودم اون با دوستم چت کرد و از اون خوشش اومد .

منو ول کرد و یه پیام خداحافظی نوشت و دیگه هم جوابم رو نداد ازاون روز تا حالا هم

دیگه ندیدمش.الان هم مثل اینکه اشتباهی واسه شما آف گذاشتم ببخشید.

نوشته هاش  به نظرم بچه گونه می اومد

ازش پرسیدم چند سالته؟ وبله طبق معمول خانم 15ساله تشریف داشتن.مخم داشت سوت

میکشیدخیلی عصبانی شدم که چرا باز هم یه دختر بچه تو این سن و سال قربانی عشق

وعاشقی شده و..... . علی رغم میلم شروع کردم به نصیحت کردنش و واسش یک ساعتی

روضه خوندم که بابا جون واست زوده  تو باید درس بخونی واگه دوباره کسی خواست

باهات دوست بشه قبول نکن و بزار واسه بعد و از این جور حرفها.بعد از این روضه خونی

ما و هنوز خستگی نوک انگشتام در نرفته، خانم باز فیلش یاد هندوستان کرد.تو چقدر پسر

آقایی هستی خیلی ماهی کاش همون اول با یکی مثل تو دوست شده بودم.... و گفت:

با من میمونی؟من میخوام تو روداشته باشم.

دیگه اساسی قاطی  کردم بهش گفتم آخه دختر من به تو چی بگم تو هم سن آبجی کوچیکه

منی حالا اومدی میگی من عاشق تو شدم؟الان این همه روضه خودنم واسه چی ؟واسه کی؟

تازه این بلا سرت اومده کمت نبود؟ می خوای دوباره هم سرت بیاد؟چرا این کارو میکنی؟

و دوباره یه منبر دیگه واسش روضه خوندم که .............................و ازش خداحافظی

 کردم

 

نتیجه اخلاقی : اینها رو گفتم تا لااقل اون دسته ای که هنوز تجربه شکست رو ندارن 

(که البته اینجا همه این کارن)مراقب باشن و خام حرفهای شیرین و پر احساس این جور

مواقع نشن .به خدا هر بار میبینم یکی اینطور شده ،چه خانم چه آقا حالم میگیره اما تو رو خدا،

شما چرا از این همه دخترو پسر دور و برتون درس نمی گیرید و باز هم می گیدعشق ما یه

چیز دیگست؟به خودتون ظلم نکنید این خودتون هستید که باعث میشید این بلاها سرتون بیاد.

مراقب باشید.

 

|+|نوشته شده در دوشنبه 1 مرداد1386 ساعت 8:47 توسط ایلیا |

آخرین نوشته ها

گمان باطل
عشق
سوال ؟؟؟
خزان
از کجا؟ به کجا؟
چت ، عشق ، بدبختی
دلایل آسیب پذیری خانمها (خانمهای محترم حتما حتما بخونید و لطفا نظر هم بدید)
دلتنگی من

Powered By BLOGFA - Designed by ToolZ